نقد و بررسی فیلم پسرکشی – سینما کشی

نقد و بررسی فیلم پسرکشی – سینما کشی

خطر لو رفتن داستان
پسرکشی
آخرین ساخته محمدهادی کریمی است که در بخش خارج از مسابقه جشنواره سی و هشتم به نمایش درآمد. فیلمی که به گفته هیئت انتخاب این رویداد، در بالای فهرست فیلم‌های رزرو بوده است و با نرسیدن به‌موقع خورشید مجید مجیدی، امکان نمایش در جشنواره را یافت. حالا هم پسرکشی وارد اکران آنلاین شده است و خیلی زودتر از بسیاری از رقبایش در جشنواره به مخاطب می‌رسد.
پسرکشی آشکارا در ادامه جهان داستانی اثر قبلی فیلم‌ساز، کمدی انسانی قرار دارد. بااین‌حال، چندین پله پایین‌تر است، چه ازلحاظ محتوا و چه ازلحاظ فرم. پسرکشی نه‌حرفی برای عرضه دارد و نه اساساً به سینما نزدیک می‌شود. یک اثر آشفته و درهم و به‌شدت حوصله سر بر. کریمی بازهم سعی می‌کند نگاه فلسفی‌اش را به سینمای اجتماعی تحمیل کند، اما این بار بیشتر از قبل شکست می‌خورد.
کریمی در نشست خبری فیلم در حاشیه جشنواره فجر گفته بود که این فیلم را با الهام از شعری از مولانا ساخته است و هدفش، ترویج عشق به همنوع بوده است. اما پسرکشی فقط در کسب دو هدف موفق است. اول تلقین تجربه‌ای نزدیک به مرگ از کسالت برای مخاطب و دوم کشتار سینما.

همچنین بخوانید:
نقد و بررسی فیلم بهت – شگفتا از این همه بی منطقی

دخترکشی

پسرکشی روایتش را از دهه چهل شروع می‌کند. زمانی که زنی با بازی ژاله صامتی، بعد از چهار دختر، در آرزوی فرزند پسری است تا همسرش را از دست ندهد. وقتی تلاش‌هایش بی‌نتیجه می‌ماند، همسرش به سراغ زن جوان و زیبایی می‌رود تا برایش پسری به دنیا آورد. ورود هوو جوان به خانه، آغاز شکنجه روحی زن اول است و خبر تولد نوزاد پسر آخرین میخ بر تابوت عشق او به همسرش.
در ادامه، روایت سی سال به جلو می‌رود. زن که حالا موهایش سپید شده است با پسرش زندگی می‌کند. خبری از دختران نیست، به‌جز یکی که گاه‌به‌گاه به مادر سر می‌زند. آشنایی پسر با دختری مرموز و ورود این دختر به زندگی زن، همه‌چیز را تغییر می‌دهد و رازهای سربه‌مهر آشکار می‌شود.
به نظر می‌رسد که پسرکشی قصه جذابی دارد. اما همه‌چیز در حد یک ایده گنگ باقی می‌ماند و به روایت نمی‌رسد. آغاز فیلم کنجکاوی برانگیز است. تلاش‌های زن برای پسردار شدن و رابطه نا مستحکم او با همسرش و دخترانش که این اوضاع را رصد می‌کنند، بیننده را جذب می‌کند و او را ترغیب می‌کند که مسیر قصه را تعقیب کند.
حضور مادر شوهری با بازی نسیم ادبی (که این انتخاب به‌اندازه کافی عجیب است) در شمایل مادر شوهر بدجنس، بااینکه سنخیتی با داستان ندارد، اما چاشنی جذابی است. بازی قدرتمند ژاله صامتی هم دلیل دیگری است که بیننده را در پانزده دقیقه ابتدایی فیلم جذب می‌کند. اما با ادامه روایت، این بازی زیبا و برکشش فقط به هدر می‌رود.

قصه کشی

پسرکشی

ایراد پسرکشی از جایی شروع می‌شود که این خط روایی رها می‌شود و زمان به جلو می‌رود. از همین‌جا سایه کسالت بر فیلم می‌افتد. هیچ اتفاق مهم و حادثه پیش برنده‌ای در فیلم وجود ندارد. حضور دختر مرموز هم تعلیق و رمز و رازی که قرار بوده است را ایجاد نمی‌کند. چراکه در پس همه این‌ها منطق دراماتیک به‌شدت لنگ میزند.
رفت‌وبرگشت‌های زمانی بی‌هیچ نشانه‌گذاری انجام می‌شود. در دنیایی که کاراکترها اسمی ندارند، این بازی زمانی بی‌هدف و گیج‌کننده به نظر می‌رسد. رابطه دختر و پسر در یک سکانس از آشنایی به عاشقی می‌رسد و ورود دختر به زندگی پیرزن، نامعقول و بی‌دلیل است. به‌علاوه گره نهایی که فیلم‌ساز در بطن روایتش گذاشته است، بچه‌گانه و قابل پیش‌بینی است و مخاطب خیلی زود از کاراکترها جلو میزند.
فیلم‌نامه پسرکشی چیزی در حد فاجعه است. از عشق و خیانت، میراث فرهنگی و استخوان‌های قدیمی، خرافات و سنت‌های عقب‌مانده تا شعارهای جنسیتی را می‌توان در پسرکشی یافت. جالب آنکه تا پایان هم معلوم نمی‌شود که هدف فیلم‌ساز دقیقاً چه بوده و چه می‌خواسته بگوید. روایت دائم از این شاخه به آن شاخه می‌پرد و هیچ مرکزیتی ندارد.
شخصیت‌ها پادرهوا و سردرگم مانده‌اند. نه انگیزه‌ای دارند و نه اساساً هویتی. دیالوگ‌ها یا پرطمطراق و توخالی هستند یا کلیشه‌ای و خنده‌دار. درواقع، پسرکشی بیش از هر چیزی به یک کمدی ناخواسته تبدیل می‌شود.
پایان‌بندی پسرکشی هم که از همه جالب‌تر است. توضیح استاد در توضیح واقعیت ماجرای استخوان‌های کشف‌شده بیشتر شبیه یک شوخی است. چطور می‌شود که دو نفر در حال دعوا و نزاع ناگهان بمیرند و در آغوش هم جان بدهند و سال‌ها بعد استخوان‌هایشان در آغوش هم پیدا شود؟ و جالب‌تر توجیه استاد و پسر برای دروغ گفتن درباره حقیقت ماجرا است. اینکه نمی‌خواهند خشونت را ترویج بدهند!

فرم کشی

پسرکشی

فرم هم در پسرکشی تعریفی ندارد. نماها یا اکستریم کلوزآپهایی از چانه و شانه بازیگران است و درست بسته نشده‌اند، یا هیچ بار دراماتیک خاصی به همراه ندارند. تدوین بی کشش و پر رخوت است. فیلم بعد از پانزده دقیقه ابتدایی هیچ پیشرفتی ندارد و هیچ مرزی هم نیست که گذشته و حال را مشخص کند. درنهایت، پسرکشی شبیه قصه‌ای می‌ماند که یک مادربزرگ بی‌حوصله که جزئیات اصلی را فراموش کرده است تعریف کند. به کسالت بارترین شیوه ممکن.
در پایان این‌که این سطح نازل از کیفیت چگونه از بقیه متقاضیان شرکت در جشنواره جلو زده است و به ابتدای لیست رزرو رسیده است و چگونه در مهم‌ترین رویداد سینمایی ایران شرکت کرده است بماند. ای‌کاش فقط جریان اکران آنلاین، به‌جایی برای تبعید فیلم‌های بی‌کیفیتی که هیچ شانسی در گیشه ندارند تبدیل نشود و از پتانسیل‌های این جریان فقط در جهت خلوت کردن لیست فیلم‌های متقاضی اکران استفاده نشود.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نوشته نقد و بررسی فیلم پسرکشی – سینما کشی اولین بار در بلاگ نماوا. پدیدار شد.

پست های مرتبط

بدون پست مرتبط یافت نشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *